دوستت دارم ...
ای خورشید،
تو که سخاوتمندانه نور و گرمای خود را به زمین می تابی.
دوستت دارم ...
ای ماه،
تو که زینت بخش شبی،
و چراغی در تاریکی هستی.
ادامه مطلب
کی و کجا وعده دیدار ما000
دوستت دارم ...
ای خورشید،
تو که سخاوتمندانه نور و گرمای خود را به زمین می تابی.
دوستت دارم ...
ای ماه،
تو که زینت بخش شبی،
و چراغی در تاریکی هستی.
نیست یاری که مرا یاد کند
دیده ام خیره به ره ماند و نداد
نامه ای تا دل من شاد کند
خود ندانم که چه خطایی کردم
که زمن رشته الفت بگسست
در دلش جایی اگر بود مرا
پس چرا دیده زدیدارم بست
هرکجا مینگرم باز هم اوست
که به چشمان ترم خیره شده
فروغ فرخزاد...
از منجلاب تیره این دنیا
بانگ پر از نیاز مرا بشنو
آه ای خدای قادر بی همتا
یکدم زپیکر من بشکاف
بشکاف این حجاب سیاهی را
شاید درون سینه من بین
این مایه تباهی و گناهی را
دل نیست این دلی که به من دادی
در خون تپیده آه رهایش کن
یا خالی از هوی و هوس دارش
یا پایبند مهر و وفایش کن
تنها تو آگهی و تو میدانی
اسرار آن خطای نخستین را
تنها تو قادری که ببخشایی
بر روح من صفای
نخستین را
۰۰۰
*فروغ فرخزاد*
واژه ی عشق
به معناي حريم امنيست
دور محدوده ي تنهایيمان
و تو اين معنا را چه غلط فهميدي
كه به تنهايي من سنگ زدي
و به شيدايي من خنديدي.
خنده ات آتش شد
آتشش بال و پرم را سوزاند
و تو اين را ديدي
باز میخندیدی!
تو چه میفهمیدی؟
تو نميفهميدي.
واژه ي عشق
به معناي گذشتن با هم
از ميان كوچه باغ سبزدلگرميها
يا نشستن لب مرداب پر از نيلوفر
كه درونش چند مرغابي آزاد به ما مينگرند
و من و تو با هم
جمله اي ساده بسازيم از غم.
تو چه ميدانستي؟
كه خيال من از اين حادثه ها لبريز است
تو چه ميدانستي؟
كه من از فاجعه هم شعر و غزل ميسازم
تو چه ميدانستي؟
واژه ي عشق به معناي تو بود
تو چه میدانستی؟
تو نمیدانستی
تو نمیدانستی
...
بر روان مردان و زنان پاک و پارسا درود باد.
peace be upon soul of pure men and women
نوروز،روز نو مبارک و میمون.
Happy a New Year
و چه تلخ و غم انگيز است دور از تو بودن و براي تو گريستن ... !
اي کاش مي دانستي بدون تو مرگ گواراترين زندگيست ... !
ترا صدا کردم
سکوت بود و نسیم
که پرده را می برد
در آسمان ملول
ستاره ای میسوخت
ستاره ای میرفت
ستاره ای می مرد
ترا صدا کردم
ترا صدا کردم
تمام هستی من
فروغ فرخزاد...
با دوستان خود در شهر ديگر حسابي به خوشگذراني پرداختند. اما وقتي به شهر خود برگشتند متوجه
شدند كه در مورد تاريخ امتحان اشتباه كرده اند و به جاي سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است.